تبليغاتX
مرگ بر بردگی (ایران آزاد)
 

موسوی حزب تشکیل میدهد

 

به اين ترتيب ميرحسين موسوي در دومين گام سياسي خود، تصميم مي‌گيرد يك بار ديگر فعاليت حزبي خود را براي ارتباط ارگانيك با مردم و هواداران ميليوني خود آغاز كند. موسوي پس از انقلاب با تشكيل حزب «جمهوري اسلامي» به اين حزب حكومتي پيوست. حزبي كه لبه‌ تيز انتقادات خود را متوجه دولت بني‌صدر كرده بود و توانست بني‌صدر را از رياست‌جمهوري خلع كند. در آن مقطع آيت‌الله محمدحسيني بهشتي دبيركل اين حزب بود و محمدجواد باهنر، آيت‌الله خامنه‌اي مقام معظم رهبري، هاشمي‌رفسنجاني و ميرحسين موسوي از اعضاي موثر آن بودند. حزب جمهوري اسلامي البته روزهاي سخت و پرفرازونشيبي داشت. از يك سو بني‌صدر كه رئيس‌جمهور بود تلاش مي‌كرد تا تمام كارشكني‌ها را به گردن اين حزب و اعضاي رده بالاي آن كه عضو شوراي انقلاب بودند، بيندازد و از ديگر سو جريان ترور كه توسط گروهك مجاهدين خلق راه‌اندازي شده بود، سران حزب را هدف قرار داده بود. ميرحسين موسوي در آن مقطع نه‌تنها در حزب جمهوري اسلامي فعاليت مي‌كرد، بلكه سردبيري روزنامه جمهوري اسلامي، ارگان اين حزب را برعهده داشت. حزب جمهوري اولين حزب سياسي بود كه پس از استقرار جمهوري اسلامي ايران تشكيل شد. اگرچه چندسالي بعد چراغ اين حزب خاموش و فعاليت‌هاي آن فروكش كرد اما نيروهاي برآمده در انقلاب توانستند، پس از مدتي فعاليت‌هاي حزبي خود را ادامه دهند. عده‌اي از گروه‌هايي كه قبل از انقلاب فعاليت چريكي- نظامي داشتند در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گردهم آمدن با اين حال به علت وقوع جنگ از يك سو، اتفاقات دهه 60 از ديگر سو فعاليت‌هاي سياسي-حزبي امكان فعاليت نداشتند. سازمان مجاهدين انقلاب نيز به علت اختلافات درون گروهي فعاليت‌هاي خود را تعطيل كردند. نه جامعه روحانيت مبارز فعاليت خاصي داشت، نه حزب جمهوري اسلامي تلاش مي‌كرد چراغي بيفروزد و نه حتي ديگران. سال 66 پس از آنكه اختلافات در جامعه روحانيت مبارز بر سر انتخابات مجلس افزايش يافت، گروهي از روحانيون مانند مهدي كروبي، سيدمحمد خاتمي و موسوي‌خوئيني‌ها محمدرضا توسلي و امام جماراني از مجمع روحانيون مبارز را راه‌اندازي كردند تا فعاليت سياسي خود را از اين طريق دنبال كنند.
احزاب دولت‌ساختاري
با اين حال با تشكيل دولت هاشمي‌رفسنجاني، او بر آن شد فعاليت‌هاي حزبي را ارتقا دهد. به همين دليل تلاش‌ها به اين سو منجر شد تا حزب كارگزاران سازندگي تشكيل و در آستانه مجلس پنجم اعلام وجود كند. كارگزاران يك حزب دولت ساخته بود. هم دبيركل آن و هم ديگر اعضاي حزب وابستگي‌هاي زيادي به دولت هاشمي‌رفسنجاني داشتند.
اين اتفاق گويا رويه‌اي شد براي دولت‌هاي بعدي. چه آنكه در دولت سيدمحمد خاتمي حزب مشاركت متولد شد كه اغلب اعضاي آن در دولت سيدمحمد خاتمي نقش‌آفرين بودند. حتي در سال 84 نيز محمود احمدي‌نژاد تلاش كرد يك ستاد انتخاباتي به نام «رايحه‌خوش خدمت» را تا حد يك حزب سياسي ارتقا دهد و آن را يكي از اضلاع معادلات انتخاباتي بداند. اما از آنجايي اعضاي اين ستاد انتخاباتي، ريشه حزبي نداشتند، هيچ يك نتوانستند جايگاهي در بين سران جناح راست بيابند. اما در سال 84 يك اتفاق جديد در فرآيند حزبي ايران رخ داد.
احزابي كه پس از شكست تاسيس شدند
در سال 84 نه‌تنها مهدي كروبي اعلام كرد كه يك حزب سياسي راه‌اندازي مي‌كند، بلكه هاشمي‌رفسنجاني نيز سخن از تشكيل «جبهه اعتدال» به ميان آورد تا تمام كساني را كه در مرحله دوم انتخابات از او حمايت كرده بودند، شامل شود. اما به همان اندازه كه كروبي در جدايي از مجمع روحانيون مبارز و تشكيل حزب «اعتمادملي» جدي بود، هاشمي‌رفسنجاني در تشكيل «جبهه اعتدال» از خود سستي نشان داد.
اينگونه بود كه تنها پس از چندماه از انتخابات رياست‌جمهوري، مهدي كروبي يك حزب راه‌اندازي كرد، مجوز روزنامه گرفت و فعاليت‌هاي را براي راه‌اندازي يك تلويزيون ماهواره‌اي به نام «صبا» آغاز كند. اطرافيان احمدي‌نژاد نيز تلاش داشتند كه يك حزب دولت ساخته راه‌اندازي كنند اما از جايي كه سران جناح راست مشروعيتي بر آنها قائل نبودند و آنها را عنصر تشكيلاتي نمي‌دانستند، دولت نهم نتوانست هيچ‌گاه، حزبي تاثيرگذار راه‌اندازي كند. به همين دليل سياست گريزان از احزاب موجود را اتخاذ كرد و تلاش نمود با دوري از احزاب موجود، فعاليت‌هاي خود را به پيش ببرد. بلافاصله دولت در انتخابات سوم شوراها و بعد از آن انتخابات مجلس هشتم پي‌برد نياز به افراد حزبي دارد تا بتواند از آنها در لابي‌هاي سياسي استفاده كند. به همين دليل تلاش دولت معطوف به آن شد كه كمي به سوي احزابي مانند موتلفه گردش كند و با وعده پست در كابينه از نيروهاي آنان در مجلس و احزاب بهره بگيرد.
ميرحسين حزب تشكيل مي‌دهد
در انتخابات رياست‌جمهوري 88 نيز اگرچه چهره‌هاي مطرحي مانند ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و محسن رضايي پا به ميدان گذاشتند اما اين افراد هركدام جداگانه فعاليت‌هاي حزبي را در توشه خود داشتند و ضمن آن برخي از احزاب نيز تمايل نشان دادند كه از آنها حمايت كنند. وقايع انتخابات و حوادث پس از آن، نقطه عطفي بود كه باعث شد ميرحسين موسوي تصميم بگيرد، پاي مردمي كه به او راي داده‌اند بايستد و از آراي آنان دفاع كند. به همين منظور او تلاش خود را معطوف به تشكيل يك حزب سياسي مي‌كند كه از هم‌اكنون برخي مطالبات آن نيز مشخص است. حزب ميرحسين موسوي كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، تصميم دارد در اين مرحله «اجراي اصول معطل‌مانده قانون اساسي» را در دستور كار خود قرار دهد. اگرچه ميرحسين موسوي تاكنون فقط وعده تشكيل حزب سياسي – مردمي خود را داده و هيچ‌گونه توضيحي درباره اعضاي آن نداده اما مي‌توان حدس زد كه چه كساني مي‌توانند به اين حزب بپيوندند. موسوي در طول مناظره‌هاي تبليغاتي خود بارها از حلقه‌اي نام برد كه اطراف او را گرفته و آنها نه‌تنها «پاك» هستند، بلكه افراد معتمدي هستند كه هيچ‌گونه مشكل مالي – سياسي نداشته‌اند. محمدرضا حسيني‌بهشتي، عليرضا حسيني‌بهشتي، بيژن نامدارزنگنه، ابوالفضل فاتح، قربان بهزاديان‌نژاد، علي عرب‌مازار از جمله كساني هستند كه در انتخابات رياست‌جمهوري دوره دهم گرد ميرحسين موسوي جمع شدند و حلقه اول ياران او را تشكيل دادند.
با اين حال اگر حزب ميرحسين موسوي كه احتمالا با نماد سبزرنگ فعاليت خواهد كرد، تشكيل شود، منحصر به اين افراد نخواهد ماند. طبيعتا برخي از اعضاي احزاب ديگر ممكن است از حزب خود جدا شده و به حزب سبز ميرحسين موسوي جذب شوند. ممكن است حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب كه در انتخابات اخير تمام‌قد از ميرحسين دفاع و حمايت كردند، برخي اعضاي خود را در حزب ميرحسين موسوي بيابند و آرام‌آرام فضاي سياسي كشور، تحولات جديدي را در حوزه احزاب مشاهده كند. بي‌شك حزب سبز موسوي، در كنار حزب اعتماد ملي كروبي به علت آنچه در انتخابات رياست‌جمهوري رخ داد، پيشاپيش ديگر احزاب و گروه‌هاي دوم‌خردادي قرار مي‌گيرند.
ميرحسين موسوي اگر مي‌خواهد حزب تشكيل دهد، البته ناچار است يك بار ديگر پا به ساختمان وزارت كشور بگذارد. ساختماني كه از آن خاطره خوشي ندارد. اين اتفاق ممكن است تا قبل از پايان دولت نهم رخ دهد. چراكه اگر او رياست احمدي‌نژاد را بر دولت دهم مشروع نداند، براي رياست دولت نهم، مشروع مي‌داند و به همين دليل بعيد نيست كه حزب سبز او قبل از پايان دولت نهم مجوزش را دريافت و در قالب يك جمعيت اقتصادي – سياسي اعلام موجوديت كند. البته ممكن است ميرحسين موسوي و اطرافيان او ترجيح دهند كه جمعيت توحيد و تعاون را كه چندين سال است فعاليت مي‌كند، تا سطح يك حزب سياسي ارتقا دهند. به همين دليل بايد از هم‌اكنون منتظر فعاليت‌هاي اخير موسوي و هواداران او ماند. اگرچه فعاليت‌هاي آنها بي‌واكنش نيست.
واكنش مخالفان ميرحسين
البته در اين ميان مخالفان ميرحسين موسوي تلاش مي‌كنند كه او نتواند به اهداف خود برسد. روزنامه كيهان كه برخي از اعضاي آن عضو دولت محمود احمدي‌نژاد شدند و از رانت‌هاي دولتي برخوردار است، روز گذشته تاسيس حزب توسط ميرحسين موسوي را به «ستون پنجم» تعبير كرد كه قرار است از «آتش زير خاكستر» استفاده كند.
حسين شريعتمداري مديرمسوول كيهان معتقد است كه موسوي به دنبال آن است كه از «آتش زير خاكستر و حفظ آن به عنوان يك دمل چركين و نيشتر نخورده براي آتش‌افروزي و فتنه‌انگيزي در آينده» استفاده كند. به همين دليل او بيانيه آخر موسوي را يك «پروژه ديكته شده از سوي آمريكايي‌ها» قلمداد كرده و هدف آن را «فرار از مجازات قطعي به جرم قتل انسان‌هاي بي‌گناه... و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا» دانسته و تاسيس حزب موسوي را نه‌تنها قانوني نمي‌داند و نمي‌خواند او مي‌گويد: «حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است، نمي‌تواند قانوني باشد زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرائم متهم هستند.»
سرمقاله‌نويس كيهان به همين دليل معتقد است كه ميرحسين حزب خود را «غيرقانوني» تشكيل داده است و چاره آن اين است كه «چشم فتنه را بايد كور كرد.» به‌اين ترتيب به نظر مي‌رسد فاز جديدي از برخورد با ميرحسين موسوي و اطرافيان او به بهانه تشكيل حزب خود به زودي آغاز مي‌شود و اين فرآيند معلوم نيست تا كي ادامه پيدا كند


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/14 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت


سایت الف وابسته به احمد توکلی نماینده تهران و رییس مرکز پژوهش‌‌های مجلس با اشاره به موضوعاتی که محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌‌های تلویزیونی مطرح کرد‌‌، نوشت : توجه به نکات زیر از سوی آقای احمدی نژاد به عنوان اصولگرای منتخب ملت در انتخابات دهم مورد انتظار است:

١- به عنوان یک مسلمان، عذر خواهی و حلالیت طلبی از همه کسانی که در طول دوره تبلیغات در محضر و منظر ده‌‌ها و بلکه صدها میلیون نفر بدون بینه مورد اتهام واقع شدند، حتی اگر برخی از این افراد بعدها توسط دادگاه صالحه محاکمه وبه جرم فساد مالی محکوم شوند، ایراد اتهامات به آنها خارج از مجرای قانونی و قبل از اثبات مصداق تهمت بوده است. ٢- به عنوان یک سیاستمدار شجاع. عذرخواهی از ملت ایران به دلیل بکار‌گیری روش نادرست تبلیغاتی در موضوع مبارزه با مفاسد و تشویش اذهان، به ویژه جوانان و ایجاد التهابات و هیجانات منفی، مخرب و گسترده و تقبیح بکارگیری چنین روشی بخصوص در تبلیغات انتخاباتی.٣- تاکید بر استفاده از روش‌‌های قانونی و اخلاقی و تمسک به مستندات محکمه پسند در معرفی و ارجاع مجرمان و مفسدان در هر لباس، با هر نسبت و وابستگی و از هر گروه و جریان سیاسی به دستگاه قضایی و پیگیری مجدانه نتایج آن تا مجازات خاطیان و تبرئه بی گناهان و پایان دادن به شایعات مسموم.٤ – تبیین سیاست‌‌های اصولی دولت در مبارزه با مفاسد و به کارگیری بالاترین تلاش ممکن در جهت کاهش جرائم در حوزه وظایف قوه مجریه و افشای نقايص یا مسامحه‌گری‌‌ها و مانع تراشی‌‌های احتمالی اشخاص و نهادهای دیگر در پیشبرد این هدف بزرگ نه فقط در موعد تبلیغات که در طول دوران تصدی دولت.


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/14 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت


ل دستگیر شدگان وخیم است

سعید حجاریان و محسن امین زاده به بیمارستان منتقل شده اند

نوروز: براساس اخبار دریافتی حال جسمانی دکتر سعید حجاریان عضو جانباز شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی بسیار ناگوار است تا حدی وارد حالت کما شده و به بخش مراقبت های ویژه یکی از بیمارستان های تحت نظر نیروهای امنیتی در تهران منتقل شده است و پزشکان سعی در خارج کردن وی از حالتی که بخاطر حمله عصبی دچار آن شده است دارند.
خبر دریافتی دیگر نیز حکایت از آن دارد که دکتر محسن امین زاده عضو موسس جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس ستاد «یاران خاتمی، حامیان موسوی» شب گذشته به خاطر مسئله ای که همچنان مبهم است از زندان اوین به بیمارستانی تحت نظر سپاه، در تهران منتقل گردیده و وضعیت جسمانی مناسبی ندارد.
متاسفانه خبرنگار نوروز تلاش بسیار زیادی جهت کسب خبر دقیق و موثق تر از حال این دو عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی داشته که تا این لحظه بدلیل امنیتی بودن فضای بیمارستان ها و عدم دسترسی مستقیم به تیم پزشکی دریافت اطلاعات دقیقتر مقدور نبوده است.


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/14 ساعت 23:2 موضوع | لینک ثابت


........ بالا رفتن احتمال تعطيلي 90

اعتمادملی _از ماه‌ها قبل و زماني كه جنگ سازمان تربيت‌بدني و برنامه 90 سيما علني شد، اين صحبت بر سر زبان افتاد كه قوه‌مجريه تاب تحمل تنها برنامه‌ انتقادي سيما را كه در حوزه ورزش پخش مي‌شود ندارد و در صورت تداوم چالش‌ها برنامه‌ انتقادي سيما ممكن است تعطيل شود.

اين منازعه كه پس از نظرسنجي پيامكي عادل فردوسي‌پور در برنامه 90 و حمايت قاطع مردم از اين برنامه براي مدتي به فراموشي سپرده شده بود، بعد از انتخابات و اعلام اينكه محمود احمدي‌نژاد حائز اكثريت آرا شده دوباره بر سر زبان‌ها افتاد.

غيبت طولاني جواد خياباني و همينطور عادل فردوسي‌پور كه براي آن دلايل مختلفي عنوان و به حمايت آنها از ميرحسين موسوي نسبت داده شد نيز عامل ديگري بود تا گمانه‌زني‌ها بار ديگر از تعطيلي برنامه‌هاي انتقادي تلويزيون و در رأس آنها 90 حكايت كنند.

پنجشنبه گذشته روزنامه خبر با گزارشي تحت عنوان «90 سياسي مي‌شود» از فشارهاي روزافزون بر عادل فردوسي‌پور نوشت و اينكه: «در مذاكرات غيررسمي اين پيغام به فردوسي‌پور رسيده كه اين بار فقط بايد مجري برنامه باشد و گروه ورزش تهيه‌كننده‌اي را براي سري جديد برنامه تعيين مي‌كند. يكسري آيتم‌ها حذف مي‌شوند و تغييراتي كلي در برنامه ايجاد خواهد شد. پيشنهادي كه فردوسي‌پور حاضر به قبول آن نشده است» و در پايان اين گزارش از قول يكي از نزديكان فردوسي‌پور نقل شده كه «عادل ترجيح مي‌دهد برنامه‌‌اش در اوج تعطيل شود و اسطوره‌اي شود» اما ترديدها در مورد ماجراها وقتي رنگ مي‌بازد و تبديل به يقين مي‌شود كه به حرف‌‌هاي سخنگوي سازمان تربيت‌بدني توجه كنيم كه روز پنجشنبه در همايش رسانه و فوتبال بر زبان آورده است.

محمد آخوندي در اين نشست با انتقاد صريح از برنامه‌هاي ورزشي سيما گفت: «صداوسيما نه به نيت بد بلكه به دليل نداشتن برنامه به همان اندازه كه در زمينه سياست به نظام كمك مي‌كند نمي‌تواند به وظيفه‌اش در قبال ورزش عمل كند.»

مدير روابط بين‌الملل سازمان ورزش با ابراز ترديد در مورد ابقاي ضرغامي در جام‌جم خط‌مشي‌هاي آينده سازمان در حوزه ورزشي را اينگونه مطرح مي‌كند: «اميدوارم اگر آقاي ضرغامي در صداوسيما فعاليتش را ادامه داد يك فكري بكند و مديريت جوان‌تري را به بخش ورزش در زيرمجموعه «پورمحمدي» تزريق كند و گرنه با اين روند حتي اگر شبكه 24 ساعته ورزشي هم داشته باشيم، سودش بيش از اينكه به جيب ورزش برود به جيب صداوسيما مي‌رود.» و اين مي‌تواند اشاره‌اي دقيق به برنامه محبوب و پرمخاطب 90 باشد كه با جذب آگهي فراوان يكي از درآمدزاترين برنامه‌هاي سيماست.

آيا با تمام اين شواهد و عزم جزمي كه براي محدود كردن منافذ اطلاع‌رساني و انتقادي شاهديم، مي‌توان انتظار ادامه برنامه‌هاي انتقادي صداوسيما و برنامه جذابي چون 90 را به همان سبك و سياق قبل داشت؟!!


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/13 ساعت 23:13 موضوع | لینک ثابت


بیانیه جدید مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

سرانجام شورای نگهبان دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را بدون توجه به استدلالات کاندیداهای معترض و اعتراضات بحق مردم و دلسوزی های علماء و مراجع و احزاب و مشفقان نظام، به گمان این که اظهارنظر آنان غائله را ختم می کند، رسماً تأیید و سلامت آن را اعلام کرد و حتی برخی از آنها سلامت این انتخابات را در سی سال گذشته بی نظیر توصیف نمودند.

شورای نگهبانی که برخی از اعضاء فقها و حقوقدانهای آنان از ماههای قبل اظهار نظر کرده و بی­طرفی خود را در انظار مردم مخدوش نموده بودند در صورتی که داور و قاضی اگر در رابطه با پرونده ای طرفداری کرده باشد، حق قضاوت در آن را ندارد.

جای شگفتی است انتخاباتی که در برابر چشم همگان از بیت المال جهت ترویج یکی از کاندیداها بطور وسیع استفاده می شد و در مقام جمع آوری رأی از امکانات دولتی بهره بردرای شد.

رسانه ملی به بهانه های مختلف در ترویج و تبلیغ تبیض آمیز به نفع یک کاندیدا دائماً در تلاش بود.

از سویی چهره های خدوم انقلاب و نظام برای مخدوش کردن کاندیداهای دیگر مورد هجمه قرار گرفتند و شگفتا که قوه قضائیه هیچ واکنشی از خود بروز نداد و حتی به همان مقدار در رسانه ملی حق دفاع به آنان داده نشد.

ناظرین کاندیداها که قانوناً باید پیش از مهر و موم کردن صندوق ها تا نهایت تجمیع آراء حضور می داشتند در اکثر صندوقها بعد از مهر و موم صندوق ها اجازه ورود به آنان داده شد و در بسیاری از صندوقها نماینده ای از آنان را نپذیرفتند و در هنگام تجمیع آراء اساسا اجازه حضور نداشتند و در نتیجه با اضافه بودن تعداد آراء مأخوذه با بیش از واجدین شرایط آراء مواجه بودیم. با شتاب بسیار متأسفانه در اعلام نتایج از حیثیت رهبری نیز سرمایه گذاری شد.

با توجه به شکایات زیاد و دلایل محکمی که کاندیداهای دیگر داشتند، به آنان توجه نشد. در فضایی کاملا امنیتی، صدای حق طلبی مردم را که توأم با آرامش بود، به خشونت کشیدند. و متأسفانه با دهها کشته و زخمی و بازداشت غیرقانونی صدها نفر مواجه شدیم، مطبوعات و روزنامه ها یکی پس از دیگری تعطیل یا سانسور شدند، سایتها فیلتر گردید و حتی بر خلاف اصل 25 قانون اساسی تلفن های همراه و پیامک های مردم نیز روزها قطع گردید و هنوز در تهران وصل نشده است. تعجب از این است که وزارت ارتباطات از خود سلب مسئولیت می کند و مسئولیت آن را به عهده دیگران قرار می­دهد.

با همه این اشکالات آیا می شود مشروعیت انتخابات را به صرف تأیید شورای نگهبان پذیرفت؟ آیا با این وضعیت می توان دولت برآمده از این همه تخلفات را مشروع دانست؟

آیا دولت می تواند به عنوان نماینده مردم در اموال و سرنوشت آنان دخالت نماید؟

و...

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن تشکر از همه مردمی که در صحنه حضور یافتند و مصایب و سختی های بسیار را تحمل نمودند بویژه آنان که عزیزانشان را از دست دادند یا آسیب هایی دیدند و سختی هایی دیدند و یا دستگیر شدند. خود را در مصایب و گرفتاریهای آنان شریک می داند و به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر درود می فرستد و همواره خود را در کنار مردم می داند.

و از کانیداهای محترمی که حقوقشان ضایع گردید خصوصاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر خدوم دوران دفاع مقدس و جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار قدیمی امام راحل(ره) و همه آنان که از حقوق مردم دفاع می کنند بویژه از مراجع معظم تقلید و علمای بزرگوار حوزه های علمیه، تشکر می نماید و از خداوند متعال برای همه آنان طول عمر با عزت و شوکت مسألت دارد.

و درخواست عاجزانه ما از علمای اعلام و بزرگان دین این است که در این مصیبت بزرگ که حیثیت به دست آمده از دهها هزار خون شهدای عزیز و زحمات طاقت فرسای ایثارگران جانبازان و هدایت و حمایت روحانیت مبارز به ویژه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) در معرض خطر جدی است، با احساس مسئولیتی که همواره داشته اند باز هم اقدام مناسب را انجام دهند. چرا که سرنوشت حوزه و علما با سرنوشت نظام گره خورده است و اگر مردم نظام را در برابر خود بدانند قطعاً روحانیت و حوزه­ها را در برابر خود می دانند در حالی که به گواه تاریخ، عالمان شیعه به پیروی از مولای خود همواره خصم ظالم و عون و یاور مظلوم بوده اند.

همچینین از قوه قضائیه می خواهیم هرچه زودتر افراد دستگیر شده در اجتماعات آرام را آزاد کند و عاملان و آمران ضرب و شتم­ها، قتلها و تخریب های کوی دانشگاه و جاهای دیگر را شناسایی و مجازات نماید.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/13 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت


مقصد جدید هاشمی شاهرودی

از هم اکنون گمانه زنی های بسیاری در خصوص احیاء معاونت اجرایی قوه قضائیه همزمان با روی کار آمدن صادق لاریجانی صورت می گیرد که بر اساس شنیده ها از سیدمحمد جهرمی، وزیر کار دولت نهم و معاون اجرایی و انتخابات سابق شورای نگهبان به عنوان اصلی ترین گزینه برای تصدی این عنوان نام برده می شود.

البته گواه این سخنان، اظهار نظر شخص وزیر کار دولت نهم درباره عدم علاقه اش به فعالیت در دولت دهم به عنوان وزیر یا در دیگرمسئولیت های اجزایی است. سید محمد جهرمی درگفتگویی با خبرنگار مهر در پاسخ به این سئوال که در دولت دهم نیز به عنوان وزیر فعالیت خواهید کرد، گفته است که من ترجیح می دهم که در جای دیگری خدمت کنم.

در همین رابطه شنیده شده است که یکی دیگر از افرادی که البته از شورای نگهبان به قوه قضائیه نقل مکان خواهد کرد ، عباسعلی کدخدایی، سخنگو و از اعضای حقوقدان این شورا است.

کدخدایی که چندی است موضوع رفتنش از شورای نگهبان مطرح شده و قبلا هم خبرهایی از فعالت وی در قوه مقننه شنیده می شد، تنها پذیرفت که به عنوان مشاورعلی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی با نهاد تقنینی کشورهمکاری داشته باشد،این روزها و با روی کارآمدن رئیس جدید قوه قضائیه، بار دیگر مسئله رفنتش از شورای نگهبان مطرح می شود.

از سویی دیگر همه منتظرند بدانند که با آغاز به کار حجت الاسلام صادق لاریجانی در قوه قضائیه و اتمام دوره ریاست آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، رئیس فعلی دستگاه قضایی کشورکه یکی از فقها و علمای به نام کشورمان است، در چه عنوانی مشغول خواهد شد.

شنیده ها حاکی از آن است که آیت الله هاشمی شاهرودی که نماینده مردم استان خراسان رضوی در مجلس خبرگان رهبری است و بیت او در خیابانی منتهی به حرم امام رضا(ع) در مشهد قرار دارد ؛ قرار است با عزیمت به مشهد مقدس به کار فقهی، حوزی و مراتب علمی مرجعیت خود بپردازد. انتصاب به عنوان عضو فقهای شورای نگهبان نیز در مورد آیت الله شاهرودی مطرح است. اگر چه اخبار دیگری که از میل ایشان به اقامت در مشهد مقدس حکایت دارد ، تاملاتی را در خصوص چگونگی فعالیت ایشان در شورای نگهبان متبادر خواهد ساخت.

منبع: مهر...


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/11 ساعت 21:57 موضوع | لینک ثابت


طرح اعتکاف سبز(حتما بخونید)

اعتکاف سبز

مکان : سراسر کشور . هرکجا که شما این پیام را برسانید

طبق اعلام رسمی صفحه میرحسین موسوی در فیس بوک طرح اعتکاف سبز اعلام میگردد .

حال که تنها دسترسی ما به آقای موسوی بیانیه های رسمی ایشان است . تمامی طناب های عدالت از هم گسیخته است . همبستگی ما بزرگترین قدرت ماست .

آقای موسوی از ما خواسته اند سرسختانه بر احقاق حق خود پافشاری کنیم . حامیان پیشنهادات بسیاری را برای مقابله مدنی پیشنهاد نمودند که بهترین موارد با رایزنی بسیار با بزرگان و دوستان بدین شرح است :

در ماه رجب هستیم . و روزهای سپید (ایام البیض) نزدیک است . روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم  ماه رجب که مصادف است با پنزدهم تا هفدهم تیرماه . هم از نظر شرعی و هم از نظر قانونی به دلیل اعتکاف رسما" از حضور در محل کار خودداری کنیم .

چادر و شال سبز با خود میبریم . معتکف میشویم . شاید در کنار هم درد این روزها کمی آرام شود . پس از این  همه هیاهو به کمی آرامش و همبستگی معنوی نیاز داریم . همانگونه که الله و اکبر می گوییم و می شنویم  .

کسانی که قصد اعتکاف ندارند می توانند با استفاده از حق قانونی خود برای مرخصی . صبح ها در بازار تهران حضور یابند . این حرکت همبستگی جمعیت عظیمی را در قلب تهران . در زنده ترین ساعت ممکن رقم خواهد زد . شکوه این همبستگی به زودی نمایان همه خواهد شد که چگونه سکوت بر فریاد و صدا بر گلوله پیروز است .

آخرین روز اعتکاف ما روز هفدهم تیر ماه بوده و روز هجدهم در سالگر هجده تیر از اعتکاف خروج خواهیم کرد .

از علمای اسلام که همواره در حرکات مردمی پیشگام و الگو بوده اند خواهشمندیم این حرکت سبز را تنها نگذارند .

 


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/11 ساعت 17:9 موضوع | لینک ثابت


بیانیه سید جلاالدین طاهری

به گزارش «موج سوم» این یار قدیمی امام خمینی(ره)، در این بیانیه تصریح کرد: من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند.

در قسمت دیگری از این بیانیه آمده است: برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد.

امام‌جمعه سابق اصفهان در قسمتی از این بیانیه به سابقه انقلابی مهندس میرحسین موسوی اشاره و خاطر نشان کرده است: آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

سلام خدا و رسول برگزیده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخیر راه آزادی و حریت که خون پاک خود را برای دفاع از حقیقت و امانت و صیانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکریم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اینجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ایران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزیز تسلیت عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان و آزادی دستگیرشدگان و شفای مجروحین حوادث اخیر مسئلت می نمایم.

انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد از چند جهت حادثه تاریخی و حائز اهمیت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت یکپارچه و بانشاط و امیدوار به تغییر سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و این بهترین هدیه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسیاری خطرات بیرونی و درونی مصون داشته و در مسیر امید و رشد و شکوفایی و عدالت حقیقی به تعالی برساند اما هیهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبیری و اقدامات غیرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گردید طرح مسائلی از قبیل تهمت پراکنی به یاران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زیرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات این نظام محسوب می گردد به نفع این دولت و سواستفاده وسیع از امکانات ملی چون رادیوتلویزیون و مطبوعات دولتی و توزیع وسیع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهایتاً پس از اخذ آرا، تقلیب بسیاری از برگهای رای به نفع خودشان و تائید عجولانه، این فرصت طلایی و بسیار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانیان و مردم آنچه ماند، آبروی ریخته نظام و خون های بناحق ریخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخریب شده و در یک کلام، مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزیز ایران بود.

هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسیع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمایند در حالیکه باید حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هایی سنگین از قبیل اصل بیطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضایی و اجرایی در برگزاری انتخابات و دیگر امور مهمه نظام مواجه است که یا به انفعال ملّت از مشارکت در تعیین سرنوشت خود و یا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجامید و دایره این یاس و تردید ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجیه ظلم و بی عدالتی گردیده بینجامد.

من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشینی در این ایام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم میگویم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از این انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانیم، اگر این تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفویض نمودند، وظیفه آنها است بحکم امانتداری در رعایت حقوق آنان کوشا بوده و در صیانت آن امین باشند. "لا تنظروا الی طول ركوع الرجل و سجوده، فان ذلك شیء اعتاده؛ فلو تركه استوحش لذلك و لكن انظروا الی صدق حدیثه و اداء الامانته" که در این روایت ملاک تقوی و صلاحیت، راست گویی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دین داری کما اینکه در آیه شریفه "ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعریف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نیست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانین از سلطه زورمندان است.

اینروزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟ آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک).

اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم...

از عموم مردم و جوانان عزیز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشدید ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمایت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"


والسّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
خادم شما مردم شریف ایران اسلامی
سید جلال الدّین طاهری
4/7/1388


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/11 ساعت 16:58 موضوع | لینک ثابت


شکایت اسلامگرایان مصری علیه احمدی نژاد

اين وكيل مشهور مصرى در دادخواست خود از مقامات قضايى كشورش خواسته است كه مانع ورود احمدى نژاد به خاك مصر شوند. طبق برنامه ى قبلى قرار بود در نيمه ى ژوئيه ى جارى احمدى نژاد در كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد در شهر ساحلى شرم الشيخ مصر حضور يابد.

ممدوح اسماعيل در مدارك خويش يك سى دى را به دادستانى داده است كه احمدى نژاد را در حين سخنرانى تلويزيونى عليه صحابه ى پيامبر (ص) نشان مى دهد. احمدى نژاد در اين سخنرانى در انتقاد از ميرحسين موسوى و كروبى، به طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام اشاره مى كند و اين دو صحابه ى پيامبر (ص) را متهم به ارتداد مى نمايد.

وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در ادله ى خود تأكيد مى كند كه "احمدى نژاد براساس شواهد و قرائن در انتخابات تقلب كرده و پيروزى اش محرز نيست."

گفتنى است كه مطبوعات مصر پيش از اين نيز خبر از آن داده بودند كه حسنى مبارك به استقبال احمدى نژاد نخواهد رفت. بنابه تشريفات رسمى متداول يك رئيس جمهور مى تواند معاون خود را براى استقبال از سران ساير كشورها بفرستد.

مصر در اين دوره، رياست كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد را از كوبا تحويل مى گيرد و پس از آن قرار است به ايران تحويل دهد. در اين رابطه رسم بر اين است كه هماهنگى هايى بين كشور تحويل دهنده ى يك نهاد بين المللى و كشور تحويل گيرنده ى آن صورت گيرد.

طبق دادخواست شماره 12173 كه نسخه اى از آن به "العربيه.نت" رسيده است، احمدى نژاد در تاريخ 10/6/2009 در مصاحبه با شبكه ى سوم تلويزيون دولتى ايران (تنها نهاد رسانه اى موجود در اين كشور) دو صحابه ى مذكور را متهم به آن كرد كه نقض عهد كرده اند و با نافرمانى از ولى مسلمين اعمال صالح قبلى خود را از بين بردند. او همچنين به معاويه بن ابى سفيان كه يكى ديگر از صحابه ها بود توهين كرد.

وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در دادخواست خود آورده است كه همه ى اهل سنت اين اعتقاد را دارند كه طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام از جمله 10 تن افرادى هستند كه توسط پيامبر (ص) به بهشت بشارت داده شده اند.

ممدوح اسماعيل ضمن تأكيد بر اينكه "احمدى نژاد از اين كار خود توبه نكرده است"، خواهان آن شد كه "اين شخص دستگير يا ممنوع الورود گردد". اين وكيل مى افزايد: "از آنجا كه با ادله ى بسيار، شخص مذكور با خودسرى و تقلب خود را تحميل كرده است، نمى تواند به عنوان يك رئيس دولت از تشريفات و مصونيتهاى سياسى بين المللى برخوردار گردد.


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/11 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت


بیانیه مهدی کروبی

دبیرکل حزب اعتماد ملی در بیانیه‌ای خطاب به ملت ایران با تشریح اقداماتی که بعد از انتخابات انجام داده است، پیشنهاد تشکیل جلسه واحد تحول‌خواهی و تغییر بین همه گروه‌هایی که به جمهوریت و اسلامیت توامان اعتقاد دارند را داد.

به گزارش پایگاه خبری سحام نیوز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!

لازم می‌دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی‌سابقه‌ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می‌کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق‌تر می‌دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می‌پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می‌گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در‌هاون می‌کوبید.» با این همه می‌خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه‌ها با کمک دوستانمان تلاش بی‌وقفه‌ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می‌توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه‌های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم. ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می‌شد، صورت گرفت و اذعان می‌کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده‌تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه‌ای به زبان می‌راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل‌تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست‌های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت‌های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش‌های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛

آمدن برای همه این‌ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این‌ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن‌ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک‌تر سازیم، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم، شجاعت دیدن واقعیت‌ها را در همه زمینه‌ها ارتقا بخشیدیم، گفت و گو با همسایگان، آمریکا، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه‌ها، بیانیه‌ها، اعلام مواضع و دیدگاه‌ها، ناگفته‌های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس‌های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام‌ها همراه و یاور من بودید و چگونه می‌توان فراموش کرد شکوه شب‌های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب‌ها و شورها و جوان‌ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب‌ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم‌ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان.... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله...

با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی‌هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان‌ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترین و با سابقه‌ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده‌اند؟

رویای انقلاب مخملی در ذهن این‌ها بوده یا آنها که کابوس آن را می‌دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف‌های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملی، تخریب و ده‌ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور‌ترین، سیاسی‌ترین و با شکوه‌ترین انتخابات در این سی سال بود، پر مساله‌ترین نیز بود که با اعتراض‌های گسترده مردم، شخصیت‌های سیاسی و گروه‌ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید‌های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه‌های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه‌های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند؟ چگونه می‌توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون‌های مذهبی و سپاه و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این‌ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می‌گفتند: «رای ما را دزدیدند، دارند باهاش پز می‌دهند.»

لازم می‌دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم:

1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می‌خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می‌کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان‌های مین و موانع، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی‌شباهت به انتخاب و رای آنان، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده‌ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به تک دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده‌ای از پاکی و صداقت می‌تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می‌شناختند و به کرات بی‌حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می‌کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می‌کنم.

2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می‌کنم و آرزو می‌کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده‌هایشان تسلیت می‌گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده، با آنها همدردی می‌کنم. برای همه عزیزان، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می‌کنم و مقصر همه این شهادت‌ها، جرح و تخریب‌ها و اغتشاش‌ها را کسانی می‌دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.

3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه‌های خود ساخته‌ای است که متاسفانه تلاش می‌شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه‌های سیاسی شناخته شده و شخصیت‌های سیاسی شناخته شده و شخصیت‌های عزیز سیاسی و میلیون‌ها نفر مردمی که در راهپیمایی‌های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه‌ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب‌های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده‌ایم؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده‌ها میلیون‌ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره‌های سیاسی، اجتماعی، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده‌هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.

4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت‌های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می‌دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی‌دانم و در هیچ برنامه‌ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم، انقلاب و نظام اسلامی و شاگرد بی‌ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه‌ها پرداختند، قدردانی می‌کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می‌آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی‌سابقه‌ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی، ترور، خس و خاشاک، ده‌ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می‌کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می‌داد، در مقابل تحجر، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری، سرکوب، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.

6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم، باور دارم و از همکاران می‌خواهم به آنچه مطرح کرده‌ام، فکر کنند:به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت‌های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش‌های فرهنگی و زبانی متنوع ایران، توجه به حقوق زنان و برابری‌های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت‌های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها، اداره مناطق مختلف کشور،مسائل مربوط به انتخابات و شورای نگهبان و موارد دیگر.

7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده‌ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه‌هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می‌کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده‌ام و صادقانه به شما می‌گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.

8. ضروری‌ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می‌خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل‌های مدنی و حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه‌های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می‌رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می‌کنم و از همه شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می‌کنم به این امر عظیم اقدام کنند

مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه‌های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می‌کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می‌نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می‌کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/10 ساعت 23:56 موضوع | لینک ثابت