درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
دنیای امروز چیز کثیف و پر ضلالتی است.
در گرماگرم رقابت بشری جنگ پیش می تازد .
مردم برای همه دوستانشان آرزوهای خوب در سر دارند آنگاه که سایرین در دل دریاها جسدها را می شمارند…
آنها می گویند کار یک سیستمدار بسیار حساس و رفیع است زیرا اوست که تمصیم می گیرد چه کسی باید به استقبال مرگ برود.
آنها به راحتی می توانند مردی را به کره ماه بفرستند آن هم وقتی که مردم اینجا روی زمین از امراز کهنه می میرند.
زنانی که هر روز در پس روز دیگر کار می کنند تا دخل و خرجشان را جور کنند.
کودکان, به هر حال زندگی برای آنان سخت تر می شود در حالی که نمی دانند پدرشان کیست؟..
نوشته شده توسط سینا در 86/03/10 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت
تا امروز در جهان انچه به دست انسان نوشته شده یا بر حسب امر سلاطین به رشته تحریر درآمده ویا برای تملق گفتن به آنها ویا برای القای حوادثی که اتفاق نیفتاده.
خواسته اند به مردم القا کنند که آنچه به چشم خود دیده اند واقعیت نداشته وحوادث واقعی غیر از آن است که تصور می کردند.خواسته اند به مردم بقبولانند در فلان حادثه مهم سهم فلان مرد بزرگ ناچیز و بر عکس فلان مرد ناچیز سهم بزرگی در ان حادثه داشته است.
تا جهان باقی است نوع بشر احمق خواهد بود و فریب دروغ و وعده های بی بنیان را خواهد خورد. منتها در هر دوره به مقتضای زمان خود یک نوع دروغ وبا یک عنوان جدیدبه او خواهند گفت و او هم با شعف وامیدواری آن دروغ ها را خواهد پذیرفت واگر کسی در صدد برآید که او را از اشتباه در آورد و بگوید اینکه به تو می گویند دروغ است و قصد دارند تو را فریب دهند انسان به خشم در می آید و شخص را به اتهام اینکه خائن یا تبه کار است به قتل می رسانند. (مانند اینکه اگر بگویی فلان رهبر یا مرد قدرتمند اشتباه می کند یا گناه کار است چه بسی مردم عادی خودشان بخاهند تو را مجازات کنند) و این به علت دوری انسانها از خدا و تکیه بر قدرتی غیر از قدرت خداست چرا که انسانها زحمت شناخت خدا را به خود نداده اند و به همین علت تا دنیا دنیاست این نادانی او بیش از پیش او را بدبخت می کند.
ایمان به وعده های دروغین درست مانند این می ماند که یک فالگیردر حالی که روی خاک نشسته و خود از گرسنگی می نالد هنگامی که صحبت ازگنج و عالم غیب می کند همه با امیدواری حرف او را باور می کنند.
جالبتر آنکه خدا در کتب دینی اش به انسان تا آنجا اختیارداده که حتی در پذیرش دینش اجباری در کار نیست( لا اکراه فی الدین) اما همان رهبران ویا سلاطین که خود انها خود فروختگان قدرت و ثروت هستند انهارا به جبرو زور وادار به انجام امورشان می کنند و جالبتر اینکه خود را نماینده خدا ونا جی انسانها می نامند. آیا آنها از خدا مرتبه ای بالاتر دارند؟
نوشته شده توسط سینا در 86/03/08 ساعت 2:4 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
نامه آرش شفاعي به فرهاد جعفری نویسنده کافه پیانو
نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی
...........نامه محتشمی پور در ماهگرد بازداشت مصطفی تاج زاده
تبعیض بین کشته شدن «ندا آقا سلطان» و «مروه الشربینی»
تجاوز استاد دانشگاه به دختر دانشجو
بیانیه دفتر تحکیم وحدت
........تعطیلی مغازه داران در بخشهای مرکزی شهر تهران
تصمیم جدید اتحادیه اروپا
موسوی حزب تشکیل میدهد