درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
این روزها شاهد درگیری بین کسانی هستیم که دستکم یک سرش،ادعای پیروی سفت و سخت از اُصول انقلاب را دارند. از یکسو، هواداران تشییع جنازه ی جان برکفان جنگ تحمیلی در دانشگاه ها قرار دارند. اینها با ادعای اینکه این کار دانشگاه را "اسلامی تر" میکند، در یک فرار به جلوی سعی دارند طرف مقابل را مخالف شهدا جای بزنند. برای اینها اساسأ هیچ سوالی وجود ندارد که طی این بیست سال اخیر چه اشتباهاتی روی داد که یکباره جامعه به سمت این فساد گسترده روی آورده است. اصلا و ابدا... تنها ناگهان امروز و فردا برای شان مهم شده است. گویا میتوان بدون "ریشه یابی"، "دیروز" را دور زده و روی ابهامات "فردا" را اسلامی ساخت.
این افراد خود را "حزب اللهی ترین" مینامند. حزب الله ناب محمدی و از این اسامی پر طمطراق که حتی یاران و صحابه ی پیامبر (ص) هم جرأت نمکیردند آن صفات مقدس را ، مانند پسوندی سهل الوصول بر نام خود بیافزایند. با موبایل مُدام در حال نیرو جمع کردن هستند،موتور سیکلتهای خاص بسرعت در حال پارک کردن در پارکینگهای اطراف دانشگاه هستند و تازه محاصره کردن یک جمع دلقک صفت مخالف را هم پیروزی خود میشمارند،و آنرا خنثی کردن توطئه ها و نقش بر آب سازی آنها مینامند! به گزارش احساساتی و بچه گانه ی فاس نیوز نگاهی بیاندازید و به بخشی از این گزارش توجه کنید که چگونه تهیه کننده این خبر از "محاصره ی" مخالفان هیجان زده شده است :" دانشجويان شركتكننده در اين مراسم معنوي، پس از اتمام تدفين شهدا و زيارت قبور آنان، دقايقي به سينهزني پرداخته و اغتشاشگراني كه در 10 متر مربع زمين محصور شده بودند را رها كردند" یعنی میتوانستد رها هم نکنند؟! تهیه کننده ی این خبر چه چیزی را میخواهد القا کند و اُصولأ کدامین خبرنگار و خبرگزاری حرفه ای اینگونه به "تهییج پنهان خشونت" حتی در میان هوادارن فکری خود میپردازد؟؟...
هیچ قصد دفاعی از سوت کشیدن و اهانتهای گاهأ غیر قابل بخشش بخش اعظم مخالفان ندارم، اما نمیتوان در نیت هواداران این تشییع جنازه های سازمان یافته شک نکرد. اینان بشکلی خاص افرادی هستند که از "بسیج" میباشند. متولی شدن بخش بسیار جوانِ "بسیج" بر خون شهدا، درحالیکه اغلب شهدای جنگ تحمیلی ما از سپاه پاسداران، انجمنهای اسلامی، نیروهای خط امام و حزب الله و حتی بخشی از ارامنه، توابین گروهکها و... چه چیزی جز بازی با خون شهدا را میرساند؟ گوئی جناح حامی دولت نهم تنها هدفش از این کار اینست که نشان دهد که تمامی مخالفانش، مخالف شهدا هستند، پس لایق اعتماد رهبری و نظام نیستند. این کار یعنی تعیین تکلیف برای رهبر معظم انقلاب،
فشار بر رهبری عزیز، مصادره شورای نگهبان، و سیلی بر صورت وزارت اطلاعات زدن و وحدت ملی را خدشه دار نمودن.یعنی تزریق جنگ روانی بر مسئولان نظام و "ارعاب فکری" اُتاق فکر نظام بدلایلی که بعدها خواهم گفت...
مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هر حرکتی که با هدف فشار به مقامات تصمیم گیرنده در انتخابات انجام شود، غیر قانونی بوده و بشدت قابل پیگرد قانونی ست.کار بجائی رسیده است که در قانون اساسی برخی کشورها،هرگونه کاری که بوی فشار بر مسئولان انتخابات در آن دیده شود تا بیش از ۶۰ روز پیش از انتخابات ممنوع و دارای عواقبی چون احتمال محرومیت کامل از انتخابات برای آن حزب هوادار خواهد بود. اگر موافقان دو آتشه ی تدفین شهدا در دانشگاه ها، این زمان را برای حرکت خود انتخاب کرده اند، بدلیل کارنامه ی چهار ساله ی دولت نهم است. بدلیل دیدار باورنکردنی رهبر بی مانند انقلاب با خاتمی و ده نمکی و ...است...خیلی سر بسته بگویم، میخواهند بشکلی بسیار "چراغ خاموش،کم آشکار و لایه ای" به رهبری بزرگوار نظام فشار وارد آورند تا مبادا ایشان با مهندس میر حسین موسوی نیز دیداری بکنند...
بعد با وقاحت هم ادعا میکنند که "ولایتمداریم..."حالا به چه زبانی باید گفت که بابا "ولایت" دوستدار جاهل نمیخواهد؟ چرا "آگاه" نباشیم و حامی ولایت؟... اینها چیزهایی ست که به نیروهای تندرو و مخالف وحدت ملی گران میاید. سخنان وزیر محترم اطلاعات که از توطئه ی دشمن در شعله ور کردن آتش اختلافات داخلی ابراز نگرانی کرده بودند، روی حقیقی این جنجال بر خون پاک شهداست.
اما سوالی که برای دلسوختگان انقلاب و جان برکفان حقیقی این نظام شهید پرور بوجود آمده و باید از این آقایان"فرا حزب اللهی و ناب و کامل و..." کرد اینست که، براستی چه چیزی "اسلامی تر" شد؟ چه چیزی "فساد زدائی" شد؟ کدام فرد با این کارها "آگاهسازی" شد؟ برادر عزیزم آقای حجت الاسلام پناهیان، چه چیزی به نام شهدا رقم خورد و ثبت گردید؟ من نمیتوانم باور کنم کسانی که طی این سالها در برابر "اقتصاد سرمایه داری لگام گسیخته" که خون طبقات مستضعف مملکت را دوشیده و به یمن همکاری تام و کامل جناح راست با آن، به پوست استخوان رسانده کاملأ ساکت بوده اند و تنها دردشان بیرون بودن ۲ تار از ۱۰۰،۰۰۰ تار موی دختر همسایه بوده ناگهان به فکر شهدا بیفتند... وگرنه، هیچوقت عصبانیت عضو جناح راست مجلس چهارم را در مجلس یادم نمیرود که ناگهان از دهانش پرید و گفت:"اساسأ هرچه انقلاب دارد میکشد، از دست همین خانواده ی شهداست!..."
گره زدن ناتوانیهای یک دولت به خون شهدا، پس گردنی حضرت روحی فداه مهدی موعود (عج) را بدنبال خواهد داشت و این بازی، برای آندسته ای که از این ماجرا برای "روکم کنی رقیب" سو استفاده میکنند، چه در میان گردانندگانش و چه در بین استهزا کنندگانش، جز خشم الهی و رسوائی دنیا و آخرت، نتیجه ای بهمراه نخواهد آورد. باز هم تکرار میکنم، منظورم تمامی موافقان و تمامی مخالفان این ماجرا نیست و میدانم هستند اقلیتی در هر دو سوی که درد انقلاب و راه امام ره را هم دارند.باشد که در این وانفسای "سیاست بازان و فریب خوردگانش"در گوشه ای بر آن ابر مردان مظلوم و گلگون کفن بگرییم...
نوشته شده توسط سینا در 87/12/13 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
نامه آرش شفاعي به فرهاد جعفری نویسنده کافه پیانو
نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی
...........نامه محتشمی پور در ماهگرد بازداشت مصطفی تاج زاده
تبعیض بین کشته شدن «ندا آقا سلطان» و «مروه الشربینی»
تجاوز استاد دانشگاه به دختر دانشجو
بیانیه دفتر تحکیم وحدت
........تعطیلی مغازه داران در بخشهای مرکزی شهر تهران
تصمیم جدید اتحادیه اروپا
موسوی حزب تشکیل میدهد