تبليغاتX
مرگ بر بردگی (ایران آزاد)
 

نامه آرش شفاعي به فرهاد جعفری نویسنده کافه پیانو

 

سال ها پیش دوستی داشتم که اسمش فرهاد جعفری بود- لابد خیلی از شما او را بعدها شناختید با کافه پیانویی که نوشت و گرد و خاکی به پاکرد - این نامه را خطاب به او نوشتم اگر چه می دانم که معمولاً نوشته هایی را که دوست ندارد نمی خواند یا خودش را به نخواندن می زند.

دوست سابق من جناب آقای فرهاد جعفری زید عزه

سلام علیکم

در ابتدا دگردیسی فرخنده ی شما از یک لیبرال دموکرات خوش تیپ به توجیه گر وضع موجود را به شما تبریک می گویم. به یاد دارید که من و شما به عنوان دو دوستدار ادبیات همشهری سوابق مشترک و خاطراتی ارزنده داریم که بالاخره به خط پایان رسیده است . امروز پرونده ی این دوستی طولانی را یک طرفه می بندم و می دانم که شما هم چندان به دوستی من علاقه ای نداشته و ندارید . امروز بخواهیم و نخواهیم ما در دو سوی خط ممیزی هستیم که جامعه ی ما را به دو بخش تقسیم کرده است.

این خط ممیز فراتر از دوگانه ی موسوی و احمدی نژاد است .دعوای اهل سیاست پایان می یابد ( حتی اگرهم ادامه داشته باشد خیلی وقت ها به خودشان مربوط است) . کما اینکه من نیز با وجود این که مهندس میر حسین موسوی  را شایسته ی ریاست جمهوری ایران می دانم و می دانستم به او و هیچ کس - به عنوان و در حد یک شهروند عادی- چک سفید نداده بودم و نمی دهم و حق انتقاد از اشتباهات سیاسی او را برای خود محفوظ می دانم.

روزی که برادرم با صدایی متعجب زنگ زد و گفت شما وظیفه ی سینه چاکی برای آقای احمدی نژاد را برعهده گرفته اید به او گفتم که این حق هر کسی است که از هر نامزدی که دوست دارد دفاع کند و در طرفه العینی از چهره ی مغضوب به دوست جانی خبرگزاری فارس و ایرنا و بقیه ی دوستان تبدیل شود . بعدها هم بدون اینکه شما بفهمید و اصلاً نیازی باشد که بفهمید از این استدلال گروهی که چه راحت و ارزان فرهاد را خریده اند انتقاد کردم و گفتم که من او را می شناسم و او اهل خریده شدن و خریدن نیست . گیرم که کرم متفاوت بودن گاهی او را در حد خسته کننده ای تنفرآور می کند اما ...!

این روزها نوشته های این دوست سابق اما رنگی از توجیه قدرت حاکم، بی اعتنایی به مردم و نخوت گرفته است که این برایم قابل تحمل نبود. فرهاد جعفری حق دارد به اندازه ی یک دختر دبیرستانی ذوق زده شیفته ی محمود احمدی نژاد باشد و خبط ها و خطاهای او را نبیند اما حق ندارد با نیشخند زدن به مردمی که احساس تحقیر شدن  دارند صدای گلوله را نشنود ، گاز اشک آور را در ریه های جوانان این سرزمین ( حتی اگر به نظرش بی دلیل و  بی اندازه احساساتی شده باشند ) حس نکند و در برابر سیل بازداشت ها و بی خبری ها سکوت کند و به جای آن وظیفه ی ناتمام عباسعلی کدخدایی و صادق محصولی را  ادامه دهد. حق ندارد خشونت را در چهره ی تمام عیارش نبیند و لبخند زنان احساس کند که با پیروزی پرشکوهی  ایران  را آباد کرده است .

کاندیدای انصراف داده ی مجلس پنجم!

همانقدر که شما مدعی حقی هستید که از شما در انتخابات آن سال تلف شد ( چگونگی اش را از هر زبان به شکلی شنیدیم ) بسیاری از مردم ایران ( که از نظر شما و محمود احمدی نژاد اقلیت هستند) مدعی حقی هستند که از آن ها تلف شده است . برای اثبات این حق گروهی  هتک حرمت شده اند ، خون هایی بر زمین ریخته است و عده ای در  ناکجا آباد بازداشت هستند . دوگانه ای که من از آن حرف می زنم این جا نمود یافته است . شما با تبختر از رئیس جمهور افسانه ای خود حرف می زنید و به خونها و جانهای رفته نیشخند می زنید .  حسی که طرفداران آقای محمدرضا فاکر به شما منتقل می کردند را به یادآورید  و کلاه لیبرال دموکراسی خودتان را بالاتر بگذارید.

نویسنده ی رمان پرفروش کافه پیانو!

من نمی خواهم رمان شما را پس بدهم چون به این کار اعتقادی ندارم اما این حق را به عنوان یک حق مدنی برای گروهی  که از رنگ به رنگ شدن های هر روزه ی شما  عصبانی هستند به رسمیت می شناسم . شما که از من مدنی تر هستید چرا با دندانهای به هم فشرده می نویسید کافه پیانو کار خودش را کرده است؟

دوست سابقم!

جواب این نامه ی دورادور به سرانجام چندین ایمیل بی پاسخی که قبل تر ها برایتان فرستادم دچار خواهد شد اما به این هم فکر کنید که روزی گل گیسو از شما بپرسد روزی که صدای گلوله ها می آمد تو در کدام سو ایستاده بودی؟


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/23 ساعت 12:54 موضوع | لینک ثابت


نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی

حضور آیت الله هاشمی در نمازجمعه این هفته به عنوان امام جمعه که در دانشگاه تهران برگزار می شود قعطی شده است٬ سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی نیز احتمالا" در این مراسم حضور خواهند یافت. با برپایی یک موج سبز بی سابقه در برگزاری نمازجمعه این هفته تهران چشم ایران و جهان را از دامنه پرشور آن به حیرت درآوریم. متوجه باشید که حضور در نمازجمعه نیازی به مجوز ندارد٬ مورد توجه رسانه های مختلف داخلی و خارجی است٬ مردم جهان می توانند عکس ها و تصاویر زنده آن را ببینند٬ این برنامه از تمامی شبکه های داخلی و خارجی رادیو و تلویزیونی پخش می شود٬ امکان درگیری در این مراسم صفر است چون یک فریضه سیاسی و عبادی است و خطیب جمعه نیز این حق را دارد که در مورد مسایل روز سیاسی جامعه اسلامی صحبت کند. این فرصت را از دست ندهید٬ اطلاع رسانی کنید و با کمک هم دوباره موجی سبز در تهران ایجاد کنیم تا قوت دل همه ایران شود.  ...

خرداد سبز در جهت اطلاع رسانی صحیح اعلام میکند هنوز خبر موثقی از حضور میر حسین موسوی، خاتمی و کروبی در دست نیست،خبر حضور و همچنین جزئیات برنامه جمعه متعاقبا اعلام خواهد شد ...


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/22 ساعت 20:55 موضوع | لینک ثابت


...........نامه محتشمی پور در ماهگرد بازداشت مصطفی تاج زاده

سلام آرامِ جان

فردا درست یک ماه می شود که مأموران مدعیان عدل علوی در شب ولادت مادرت زهرای اطهر (س) به خانه مان ریختند و با نشان دادن حکمی مجعول بازداشتت کردند . فریاد های من در همان نیمه شب موجب بیداری همسایه ها شد تا شهادت بدهند که سالم رفته ای و باید سالم برگردی و مآموران که گفتند معذورند یادآور شدند که مآمور جورند در جمهوری اسلامی !!!

چه باید می کردیم ما؟ در این چهل و شش سال عمر هرگز نخواستم و نتوانستم زندگی مرفه و راحت و بدون دغدغه های فرهنگی و احتماعی و سیاسی داشته باشم و تجربه های فراوان داشته ام تاکنون الا خانواده زندانی سیاسی بودن ( گذشته از خاطرات دور کودکی و قصه هایی که مادر برایم گفته و این روزها هم هی تکرار می شود من باب تسلای خاطرمان) حالا یک دوره جدید در زندگی من آغاز شده است و باید از تجربیات دیگران هم خوب استفاده کنم .

گام اول : همبستگی . خوشبختانه با خانواده های اکثر مجاهدان راه حق و آزادی از قبل آشنایی و ارتباط داشته ایم و خیلی زود گردهم می آییم و دیگران را هم یا ما پیدا می کنیم و به جمع خود می خوانیم یا آن ها ما را پیدا می کنند و جمعمان جمع می شود .

گام دوم : تلاش برای دریافت اطلاعات اولیه . وکیلت بلافاصله درگیر داستان می شود و پیگیری از شاگردش مرتضوی که حتی حرمت استاد نگه نمی دارد و با لودگی پاسخش می گوید و انگار برایش مهم نیست دفاع از پایان نامه دکتری بعد از قصه کردان دیگر چه باک از جعل مدرک! یک گام پیشتر . حضور در دفتر مرتضوی به اتفاق فرزندات و خواهرها که دنبال یک جو انسانیت می گردند تا نرم کنند دل های سخت را تا تو بیایی برای سرسلامتی دادن به تنها برادرت که سخت داغدار المیرایش است و برای یک دیدار کوتاه با پدر و مادر پیر و بیمارت. کاش نرفته بودیم . چقدر خودم را سرزنش می کنم برای تسلیم وکیل شدن برای این حضور اهانت بار که فرجامش را از آغاز می دانستم . لبخند مضحک او و تلاش برای حفظ خونسردی در حین گفتن دروغ هایش و وعده دروغ تلفن تو عصر همان روز که هرگز محقق نشد .

گام سوم : برگزاری جلسات دعا و ختم قرآن برای ثبات و استواری قدم شما و آرامش قلب خودمان و بچه هایمان و همه خانواده ها . از جلسات خانگی تا دعای کمیل و روضه ها در حسینیه ها که از آن هم می گذرند و دعای کمیل پنج شنبه ما جمع کثیری از نیروهای چماقدار و تفنگدار را کشید حوالی بیت الزهراء

گام چهارم: اطلاع رسانی. حالا که ما در بی خبری محض هستیم دیگران هم باید این را بدانند . رئیس مجلس . رئیس قوه قضائیه و علما و مراجع . نامه های سرگشاده این حسن را دارند که اگر آقایان ما را بی پاسخ می گذارند لااقل مردم با خبر می شوند و شنیده ام بعضی ها از این دست نامه ها هیچ خوششان نمی آید

گام پنجم : اطلاع رسانی . دیدارها و ملاقات ها . فراکسیون خط امام مجلس گزینه خوبی است . خانه ملت و نمایندگان ملت و دغدغه های ملت .ابراز تآثر می کنند آقایان می گویند اقداماتی کرده اند و ادامه می دهند تا حصول نتیجه با تشکیل کمیته پیگیری . تعطیلی مجلس مارا از ملاقات با لاریجانی منع می کند و این ملاقات حاشیه هایی دارد که می خواستند سایه بیندازد به روی متن که گفتنش اینجا به درازا می کشد . همین قدر بگویم که شکایت من از خبرگزاری فارس و ایرنا فقط برای انجام تکلیف بود درست مثل شکایت های تو از علی جنتی در نظام عدل جمهوری اسلامی که همه شهروندان فارغ از رتبه های شهروندی به یک چشم نگریسته می شوند!!!برای دیدن آقای هاشمی شاهرودی فوری اقدام می کنیم . از دفترش جوابی نمی شنویم . از آقای جمشیدی کمک می خواهم به حرمت روزهای مدیرکلی که تحویل می گرفتند مقدارکی و ایشان هم می گوید کمیته سه نفره تعیین شده برای پیگیری بگویید آقای محتشمی پور برایتان وقت بگیرد از آقای دری نجف ابادی! دیدار با خاتمی مثل همیشه امیدبخش است . هرچند که او درون حاکمیت منصبی ندارد ولی در دل های مردم که دارد و متانت و نجابتش که هست و این قسم همدلی با مردم . قوه قضائیه را مسئول مستقیم معرفی می کند و می گوید این انقلاب مخملی علیه مردم باید پایان بگیرد . دیدار با هاشمی رفسنجانی هم به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس خبرگان رهبری امید بخش است خصوصا وقتی قول می دهد باز هم پیگیر امور باشد و قرار می شود وقت از آقای دری نجف آبادی را هم دنبال کند . قراری که ده روز می کشد تا قطعی و اعلام شود آن هم فقط برای 5 نفر . فردا ساعت هشت و نیم برویم ببینیم ما باید دلداری بدهیم آقایان را یا آن ها ما خانواده های جریحه دار را !!!

دیدار با علما و مراجع را یادم نرود . همان هفته اول رفتیم قم و توانستیم آیة الله صانعی و آیة الله جوادی آملی را ملاقات کنیم و بقیه هم تفقد فرمودند و گفتند تحت فشار امنیتی هستند و نمی توانند مارا ببینند و نامه های سرگشاده را تقدیم کردیم برگشتیم به امید پاسخ . هفته قبل هم من و خانم مجردی رفتیم پیش آیة الله موسوی اردبیلی که در شجاعت شهره است و اولین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی بوده و کلی متآسف بود از بازداشت شماها که خوب می شناختتان . از عقد حجاریان گفت که خطبه شان را او خوانده و از مصائبی که بر ما می گذرد این روزها و تآکید کرد اعتراف تحت شکنجه و فشار و حتی اکراه وجه شرعی ندارد و این را بچه طلبه ها هم می دانند و ما را دعوت به صبر کرد مثل بقیه آقایان و گفت قول داده اند تعداد زیادی را در هفته آینده آزاد کنند و قرار شد خبر ملاقات را دفتر ایشان تنظیم و منتشر کنند که نکردند متآسفانه .

گام ششم : اطلاع رسانی . مصاحبه ها و گفتگوها که متآسفانه در این دوره اختناق و بی تریبونی معترضین و مخالفین قانونی در حوزه محدودی منتشر می شود و در برابر رسانه ای که به حق میلی اش نامیدی هرگز تاب برابری ندارد .

و یک خیز هم برداشتیم تا به شما نزدیک شویم با اجتماع جلوی اوین که نمی دانیم شما را کجایش نگه می دارند. شاید گرمای این حضور انرژی مثبت بفرستد داخل و گرم شوید و سبز . صدایمان را هم بلند کردیم به قسمی که به گوش هایتان برسد . شنیده بودیم صدای الله اکبر قوت قلبتان می دهد و الله اکبر گفتیم و یا علی و یا زینب گفتیم تا خودمان هم قوت قلب بگیریم . گل ها را هم دادیم سرگرد یا سرهنگ عبداللهی که می گفت ماهواره شماها را کشیده اینجا و ما گفتیم بچه هایمان روز ولادت حضرت علی و روز پدر ما را کشیده اند اینجا نزد پدرانشان و شما را لابد ماهواره اینور و آنور می کشاند گفت که گل ها را می رساند به دستتان به شرافتش قسم خورد که می رسد. رسید؟ من گفتم هروقت همسرم را ببینم از او می پرسم که رسید یا نه . اما بعد زود گفتم نمی گذارند به او برسد لااقل بدهید به جوانانی که در تظاهرات برای دفاع از حق شان بازداشت شده اند و هی دارد خبر مرگشان می آید

مصطفی تو سهراب را می شناسی؟ من هم نمی شناسم . فقط می دانم مادرش مادر صلح است و فرزند 18 ساله اش را دلاور بارآورده و قهرمان . دیروز پیکر پاک فرزندش را تحویل داده اند و قرار بود صبح از بهشت زهرا تشییع شود . مادرش لباس سبز پوشیده و می گوید فرزندم فدایی ایران و اصلاحات است . می گویند همه در و دیوار اتاق سهراب را هم سبز کرده و همه خانه اش پر است از نماد اصلاح طلبی . از دیروز این عقده ای که بامداد بیست و سوم خردادماه درست پس از توهین آشکار به مردم و رأیشان در این گلو جاخوش کرده بیشتر اذیتم می کند . وقتی آقای کروبی زنگ زد که می خواهد بیاید دیدنمان فکر کردم خوب است دیدن آن مادر داغدار برود هرچند که من خود را داغدار همه جوانان شهید راه آزادی وطنم می دانم . کروبی آمد و مادر تو از همه تلاش های خالصانه ات برایش گفت و او گفت خاطرات آیة الله فاضل هرندی برایم زنده شد با دیدار همشیره مکرمش و من اشک هایم روان شد وقتی مادرت شکوه کرد از آن سپاهی خودفروخته غافل که مخالفان را اموی خوانده بود . می بینی این ها امام حسیند ولی قدرت دارند . و ما یزیدی هستیم و دربند . اینها امام علی هستند و برسرحکومتند و ما لابد اهل سقیفه اما گوشه نشین . عجب حکایتی است حکایت قداران روزگار ما که دین را لجن مال کرده اند و فریاد علما و مراجع و فقها و بزرگان را هم درآورده اند . جنتی همچنان در آرزوی اعتراف گیری است و این را در نمازجمعه می گوید. انگار این کودتا به مذاق خیلی ها سازگار آمده ولی شاهنامه آخرش خوش است .

باید بگوییم حداد عادل برایشان کلاس تاریخ بگذارد تا یادشان بیاید پایان استبداد را و بگوییم کسی برایشان تفسیر بگوید تا یادشان بیاید سرنوشت فرعون ونمرود و همه جباران تاریخ را . قرآن زبان حال است اما و معنی صم بکم عمی را تازه داریم می فهمیم با رؤیت احوال آقایان در این روزها .

گام های بعدی ما آغاز می شود دلبندم . شما در سلول های انفرادی خود با فراغ بال به عبادت و تهجد بپردازید . ما تا وقتی جانی هست و توفیقی وظیفه پیام رسانی را زینب وار ایفا می کنیم .

ولی یک توصیه . مبادا اگر این پست فطرت ها به آزار جسمی تان پرداختند بگویید حسرت شنیدن یک آخ را بر دل هاتان می گذاریم . من شنیده ام فریاد در حین شکنجه درد را تسکین می دهد و از آن مهم تر اعصاب شکنجه گر را به هم می ریزد هرچند این ها سعی می کنند ادای سفاکان اسرائیلی را درآورند ولی در شناسنامه شان نوشته مسلمان و همین مسئله عذاب الیمی است برای خودشان که خواب برایشان حرام و زندگی عادی حرام و لذت از حیات اهل و عیال حرام و همه چیز حرام این حرامیان است .

فریاد بزن عزیزِدل بگذار فریاد یا زهرای تو با فریاد یا زینب من پیوند بخورد . من به چشم دل ترک ها را بر ایوان مدائن که قرار بود بود مظهر عدل علی باشد دیده ام . نه تنها من بلکه همه روشن دلان دیده اندو همه آنان که دینشان را به دنیای قدرت طلبان نفروخته اند.

الیس صبح بقریب


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/22 ساعت 20:50 موضوع | لینک ثابت


تبعیض بین کشته شدن «ندا آقا سلطان» و «مروه الشربینی»

خبرگزاری فارس روز چهارشنبه 17 تیر ماه،دست کم 17 خبر و گزارش تصویری از ماجرای قتل خانم«مروه الشربینی»کار کرد.این در حالی است که این خبرگزاری در ماجرای کشته شدن خانم«ندا آقا سلطان» تا سه روز سکوت کرد.

خانم الشربینی یک زن مصری است که هفته گذشته در دادگاهی در آلمان با ضربات چاقو به قتل رسید.

روزنامه الاهرام در این باره می نویسد:« مروه الشربيني چهارشنبه گذشته در دادگاه "لوندس كريچ " در شهر "دريسدن " شرق آلمان به دست يك آلماني به نام «آليكس دبليو»، 28 ساله كشته شد. اين حادثه با درگيري لفظي بين اين زن و مرد در پاركي در شهر دریسدن شروع شد كه در ادامه فرد آلماني اين زن مصري را به خاطر حجاب تروريست خطاب كرد و حجاب را از سر وي برداشت. در ادامه با شكايت زن به دادگاه آلمان، اين فرد آلماني محكوم به پرداخت 750 يورو مي‌شود اما در دادگاه استيناف مرد آلماني با 18ضربه چاقو اين زن را كه سه ماهه باردار بوده را به قتل رسانيد و "علوي علي عكاز "، همسر اين زن و مرد ديگري را زخمي كرد.»

خانم آقا سلطان نیز روز 30 خرداد در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در تهران به ضرب گلوله گشه شد.فیلم لحظه کشته شدن خانم آقا سلطان در آن زمان در سرتاسر جهان منتشر شد.حتی «باراک اوباما»،رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت که لحظه «به خون غلتیدن»این زن را دیده است.پرزیدنت اوباما تاکید کرد که دیدن این صحنه باعث«شکسته شدن قلبش»شده است.

تبعیض برای جان انسان

رسانه ها بارها خبرهایی را منتشر می کنند که چنین عنوانی دارند:«حملات انتحاری در عراق صدها قربانی گرفت.از هم میهنان ما کسی در میان قربانیان نیست» و یا «15 نفر از هم میهنان ما در حملات انتحاری عراق کشته شدند»

آیا در خبر باید برای جان انسان ها تبعیض گذاشت؟بسیاری موافق این تبعیض نیستند و می گویند که نباید برای جان انسان ها،ارزش های متفاوتی قائل شد.البته این موضوع عجیب نیست که به عنوان نمونه ایرانی ها و یا ساکنان هر کشور دیگری علاقه دارند خبرهایی را دریافت کنند که به خودشان نزدیک تر است. زیرا با آن ها احساس همبستگی بیشتری دارند و اصلا شاید آشنایی نزدیکی داشته باشند.

با این حال می توان گفت که مخاطب ایرانی علاقه دارد درباره جزییات کشته شدن خانم ندا آقاسللطان بیشتر بداند تا خانم مروه الشربینی.چون ندا یک ایرانی است و ایرانیان با او مجاورت بیشتری دارند تا مثلا یک زن مصری.همه رسانه های خبری نیز اخباری را گزارش می دهند که به مخاطب نزدیک تر است و یا در اصطلاح خبرنویسی،مجاورت بیشتری دارد.

مجاورات ایرانیان با ندا آقا سلطان

ایرانیان بدون تردید با خانم آقا سلطان،مجاورت بیشتری دارند.هم مجاورت جغرافیایی که به ایرانی بودنش ارتباط دارد و هم مجاورت اجتماعی که به«فرهنگ،عقاید و ...»مربوط است.

اما هم خبرگزاری فارس که نقشی مانند روزنامه کیهان ایفا می کند و هم تلویزیون دولتی ایران در روزهای نخست کشته شدن خانم آقا سلطان و در حالی که بسیاری از رسانه ها دنیا این خبر را مخابره کرده بودند،ترجیح دادند سکوت کنند.زمانی هم که این دو رسانه تصمیم گرفتند به این ماجرا بپردازند از زاویه «مشکوک بودن»کشته شدن ندا و آنچه که آن ها «بهره برداری غرب»از آن می نامیدند،به موضوع پرداختند؛یعنی نوعی اطلاع رسانی که بیشتر«واکنش» به پوشش خبری کشته شدن خانم آقا سلطان در رسانه های دنیا بود.

این گونه خبررسانی علاوه بر اینکه با اصل «بی طرفی و انصاف» در تضاد قرار دارد،مخاطب ایرانی را به تردید می اندازند که برای این رسانه ها،ارزش جان خانم الشربینی بیشتر از خانم آقاسلطان بوده است.مخاطب ایرانی که با ندا احساس مجاورت جغرافیایی و اجتماعی دارد،این موضوع را نمی تواند بپذیرد و به آن واکنش منفی نشان می دهد.

نخستین تاثیر این واکنش منفی مخاطب،بی اعتبار شدن رسانه است.یعنی بدترین اتفاقی که می تواند برای یک رسانه رخ بدهد...


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/20 ساعت 0:44 موضوع | لینک ثابت


تجاوز استاد دانشگاه به دختر دانشجو

خبرنامه دانشگاه آزاد اراک :


هفته گذشته دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اراک بار دیگر شاهد تجاوز یک استاد به یکی از دختران دانشجو در گروه محیط زیست و منابع طبیعی بود. فریاد های دختر دانشجو رئیس و مدیران دانشکده و دانشجویان را راهی طبقه دوم این ساختمان کرد و مطابق انتظار آقای دکتر محسن گرجی که همواره با دختران دانشجو در ارتباط تعریف نشده است و دو پرونده انضباطی و اخلاقی نیز در سوابق وی موجود است دختری را که برای پرسش در مورد نمره امتحانی اش راهی اتاق وی شده بود را بعد از قفل کردن درب اتاق وادار به آنچه که وی خواسته بود کرده و دختر دانشجو نیز با فریادهای خود از دانشجویان کمک می طلبید .

گرجی که معتاد به مواد مخدر (هروئین) نیز است یک پرونده تجاوز به یک دختر دانشجو را نیز در سوابقش داشت و متاسفانه مشخص نیست کدامین مقام مسئول در دانشگاه آزاد اراک هر بار وی را مورد لطف قرار داده و مانع از اخراج وی میشود. گرجی از جمله بدنام ترین اساتید دانشگاه آزاد اراک است به نوعی که حتی اساتید اعلام میکنند وی آبروی همه را برده است اما هربار دست هایی از پشت پرده به کمک وی می آیند و مانع از اخراج وی میشوند. این فرد بد سابقه پس از اعتیاد شدید به مواد مخدر مدتی از دانشگاه با فشار رئیس وقت دانشکده کشاورزی (مهندس چنگیزی) کنار گذاشته شد اما بازهم وی با پارتی بازی به دانشکده بازگشت تا بار دیگر به پرونده ننگینش سابقه تجاوز را برای بار دوم اضافه کند.

باعث خجالت است که در دانشگاهی یک فرد از چنان نفوذی برخوردار است که حتی پس از تجاوز به بازهم در دانشگاه باقی میماند.این بار حتی رئیس دانشکده کشاورزی نیز سخنان دختر دانشجو را تایید و ابراز تاسف کرد و گرجی را به مدیران حراست معرفی کرد اما مشخص نیست آیا بازهم گرجی برگ برنده جدیدی را رو خواهد کرد و با پوزخندی به همگان به دانشکده بازمیگردد. بعید نیست بازهم در این مجموعه مافیایی و بی قانون دانشگاه آزاد اراک چنین اتفاق رخ دهد.

آقای دکتر ملک حسینی رئیس دانشگاه آزاد اراک به جای شما خجالت کشیدیم وقتی عدم کفایتتان را در همراهی با دانشجویان پس از اعتراضات دانشجویی به نتایج انتخابات دیدیم خجالت کشیدیم وقتی دانشجویان به دستور شما زیر مشت و لگد و باتوم نیروی  انتظامی غرق به خون شدند و امروز خجالت میکشیم که در دانشگاهی درس میخوانیم که امنیت نداریم.
بهتر است بیش از خود و دیگران را به زحمت نیندازید و کاری را بکنید که مدتهاست همگان منتظر آن هستند.لطفا استعفا کنید.

به میرزایی رئیس حراست نیز توصیه میکنیم این صندلی را به فرد دیگری که صلاحیت عقلی دارد واگذار کند تا حداقل به غیر از کوتاه بودن آستین پیراهن پسران و مانتوی دختران موارد دیگر انضباطی را مد نظر داشته باشد.


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/19 ساعت 23:57 موضوع | لینک ثابت


بیانیه دفتر تحکیم وحدت

بیانیه ی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت درباره ی سالروز 18تیر

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دهمین سالروز حمله به کوی دانشگاه در سال ۷۸ با انتشار بیانیه ای یاد شهدای سال ۷۸، عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و شهدای سال ۸۸، ندا آقاسلطان، کیانوش آسا، مصطفی غنیان ، ناصر امیرنژاد و بسیاری از شهدای بی نام و نشان هفته های اخیر را گرامی داشت.

 
دفتر تحکیم وحدت همچنین با اعلام حمایت از آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حاکمان خواست تا به اراده مردم گردن نهاده و با ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن، راه را برای اصلاح مسالمت آمیز امور باز کنند.
 

متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:
 

به نام خدایی که انسان را آزاد آفرید
 

همه جا سایه وحشت
همه جا چکمه قدرت
گلوی هر قناری را
بریدند از سر نفرت
 

امسال در شرایطی دهمین سالگرد فاجعه کوی دانشگاه فرا می رسد که درکوی دانشگاه تهران امسال در روز های ۲۴ و ۲۵ خرداد  فجایعی به مراتب بزرگتر خلق شد و در سراسر کشور در یک ماه اخیر حماسه ها وفجایعی به مراتب بزرگتر از ۱۸ تیر ۷۸ را شاهد بوده ایم. این روزها سرزمین ما دیگر تنها سوگوار شهیدان عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی نیست؛ چرا که داغدار نام های بسیاری چون ندا آقاسلطان ،کیانوش آسا ، مصطفی غنیان ، ناصر امیرنژاد و ... شده ایم که در خرداد و تیر ۸۸ خون پاکشان بر سنگفرش خیابانهای شهرمان جاری شده است.

در ماهی که گذشت شاهد برگزاری سوگواره انتخابات ریاست جمهوری دهم و بی توجهی کامل به آرای مردم همراه با سرکوب شدید اعتراضات آرام، مدنی و مسالمت آمیز جنبش سبز ملت ایران بودیم تا آخرین گامهای پروژه تدفین جمهوریت نظام تکمیل شده و انتخابات و رای مردم در ساختار سیاسی ایران کاملا بلاموضوع شود.

با این حال مقاومت تمام عیار مردمی در برابر این کودتای نرم انتخاباتی خواب آشفته کودتاچیان را بر هم زد تا الله اکبرهای شبانه مردم کابوس هر شب آنها شود و دریابند که اگرچه در ظاهر حرف خود را بر کرسی نشانده اند، اما آتشی در زیر خاکستر نهان شده که سرانجام روزی سربلند خواهد کرد.

دفتر تحکیم وحدت با اعلام حمایت از آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز ملت ایران از حاکمان می خواهد که اگرچه بسیار دیرهنگام اما تا زمانی که هنوز فرصت ها به طور کامل از دست نرفته به خواست مردم گردن نهاده و با ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن، راه را برای اصلاح مسالمت آمیز امور باز کنند.

همچنین اعتراض شدید خود را به بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان سیاسی که اخبار نگران کننده ای از وضعیت نگهداری آنها و تلاش برای اخذ اعترافات ساختگی از آنها به گوش می رسد، اعلام می کنیم و خواهان آزادی هرچه سریعتر این افراد هستیم.

الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم
حکومت با کفر می ماند اما با ظلم هرگز!

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان
دانشگاههای سراسر کشور
دفتر تحکیم وحدت
۱۸ تیر ۱۳۸۸


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/19 ساعت 11:53 موضوع | لینک ثابت


........تعطیلی مغازه داران در بخشهای مرکزی شهر تهران

بنابه گزارش ارسالی فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تعدادی از بازاریان مناطق تهران به مناسبت 18 تیر روز سرکوب خونین دانشجویان و مردم ایران از ساعت 13:00 به بعد امروز اقدام به بستن مغازه های خود نمودند. آنها با این اقدام اعتراض خود را نسبت به سرکوب خونین دانشجویان و مردم ابراز می دارند...
گزارش ارسالی می افزاید : اگر چه امروز پنجشنبه است و بيشتر خريد و فروشها در اين روز انجام ميشود و فروشگاهها تا پاسي از شب باز هستند اما به مناسبت 18 تيركليه فروشنده هاي بازارهاي ميوه و تره بار وابسته به شهرداري منطقه 10از ساعت 13:30 بازار را تعطيل كرده اند.80 درصد مغازه ها و پاساژهاي خيابان رودكي واقع در منطقه10 از ساعت 15، 90 درصد فروشگاهها و پاساژهاي اصلي صادقيه و ستارخان، 90 درصد فروشگاههاي انقلاب كه مركزاصلي خريد و فروش كتاب و لوازم پزشكي است و فروشگاهها و پاساژهاي خيابان ولي عصرو پاساژ اصلي مركز خريد و فروش كامپيوتر در ولي عصراز ساعت 14 ، 70 درصد فروشگاهها و مراكز اصلي خريد خيابان جمهوري و شانزليزه ازساعت 13و پاساژ بزرگ بازار رضا در توپخانه تعطيل كرده اند.


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/19 ساعت 11:42 موضوع | لینک ثابت


تصمیم جدید اتحادیه اروپا

دویچه‌وله

اتحادیه‌ی اروپا صدور روادید برای دیپلمات‌ها و وابستگان دولت ایران را متوقف کرد. آنان دیگر از هیچ یک از ۲۷ کشور اتحادیه‌ی اروپا روادید دریافت نخواهند کرد.

به گزارش روزنامه «فایننشیل تایمز آلمان»، دیپلمات‌های بلندپایه‌ی اتحادیه‌ی اروپا توافق کردند که «مدت زمان بررسی درخواست روادید از سوی دیپلمات‌ها و دارندگان گذرنامه‌های دولتی ایران» را طولانی کنند. این مساله در نامه‌ی دولت سوئد، رییس ادواری شورای اتحادیه‌ی اروپا، به ۲۷ کشور عضو اعلام شده است. مطابق آن، «این کشورها دیگر تا اطلاع بعدی مجاز نیستند، درباره‌ی درخواست روادید تصمیم بگیرند».

بر این پایه، دیپلمات‌ها و وابستگان دولت ایران، تا اطلاع بعدی روادید تازه‌ای دریافت نخواهند کرد و روادید‌های کهنه‌ی آنان نیز دیگر تمدید نمی‌شود. اگر چه درخواست روادید دیپلمات‌های ایرانی از سوی کشورهای اتحادیه‌ی اروپا رد نمی‌شود، ولی روادیدی هم برای آنان صادر نمی‌شود.

این اقدام اتحادیه‌ی اروپا، از اعتراض‌های این اتحادیه علیه بازداشت کارمند سفارت بریتانیا در تهران فراتر می‌رود. اتحادیه‌ی اروپا روز جمعه (۳ ژوییه) تصمیم گرفت، همه‌ی سفیران ایران را احضار کند. افزون بر آن،  یک هیئت نمایندگی اتحادیه‌ی اروپا در ایران ماموریت یافت، رسما به مقامات جمهوری اسلامی اعتراض دیپلماتیک کند. هر دو اقدام با این هدف صورت گرفت که بر اعتراض اتحادیه‌ی اروپا تاکید بیشتری شود.

تفاوت ممنوعیت صدور روادید و توقف اداری آن

توقف اداری صدور روادید برای دیپلمات‌ها، با ندادن رسمی روادید به وابستگان دولت ایران متفاوت است. مورد دوم، دشوارتر از بررسی نکردن درخواست روادید است. البته اتحادیه‌ی اروپا مشغول بررسی اقدام دوم نیز هست.

به گفته‌ی محافل دیپلماتیک، کشورهای اتحادیه‌ی اروپا، این هفته به بررسی ممنوعیت رسمی صدور روادید خواهند پرداخت. این ممنوعیت شامل کسانی خواهد شد که با احتمال تقلب انتخاباتی، خشونت علیه تظاهرکنندگان، یا ارعاب پرسنل سفارتخانه‌ها در ایران در ارتباط قرار دارند.

هنوز معلوم نیست چنین مجازاتی اعمال شود. در نامه‌ی ریاست ادواری شورای اتحادیه‌ی اروپا، در این زمینه چیزی گفته نشده است. در آن نامه فقط آمده است: «اتحادیه‌ی اروپا آماده است به شماری اقدامات دست بزند تا برای مقامات ایران سنگینی وضعی را که ایجاد کرده‌اند مورد تاکید قرار دهد».


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/19 ساعت 11:38 موضوع | لینک ثابت


موسوی حزب تشکیل میدهد

 

به اين ترتيب ميرحسين موسوي در دومين گام سياسي خود، تصميم مي‌گيرد يك بار ديگر فعاليت حزبي خود را براي ارتباط ارگانيك با مردم و هواداران ميليوني خود آغاز كند. موسوي پس از انقلاب با تشكيل حزب «جمهوري اسلامي» به اين حزب حكومتي پيوست. حزبي كه لبه‌ تيز انتقادات خود را متوجه دولت بني‌صدر كرده بود و توانست بني‌صدر را از رياست‌جمهوري خلع كند. در آن مقطع آيت‌الله محمدحسيني بهشتي دبيركل اين حزب بود و محمدجواد باهنر، آيت‌الله خامنه‌اي مقام معظم رهبري، هاشمي‌رفسنجاني و ميرحسين موسوي از اعضاي موثر آن بودند. حزب جمهوري اسلامي البته روزهاي سخت و پرفرازونشيبي داشت. از يك سو بني‌صدر كه رئيس‌جمهور بود تلاش مي‌كرد تا تمام كارشكني‌ها را به گردن اين حزب و اعضاي رده بالاي آن كه عضو شوراي انقلاب بودند، بيندازد و از ديگر سو جريان ترور كه توسط گروهك مجاهدين خلق راه‌اندازي شده بود، سران حزب را هدف قرار داده بود. ميرحسين موسوي در آن مقطع نه‌تنها در حزب جمهوري اسلامي فعاليت مي‌كرد، بلكه سردبيري روزنامه جمهوري اسلامي، ارگان اين حزب را برعهده داشت. حزب جمهوري اولين حزب سياسي بود كه پس از استقرار جمهوري اسلامي ايران تشكيل شد. اگرچه چندسالي بعد چراغ اين حزب خاموش و فعاليت‌هاي آن فروكش كرد اما نيروهاي برآمده در انقلاب توانستند، پس از مدتي فعاليت‌هاي حزبي خود را ادامه دهند. عده‌اي از گروه‌هايي كه قبل از انقلاب فعاليت چريكي- نظامي داشتند در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گردهم آمدن با اين حال به علت وقوع جنگ از يك سو، اتفاقات دهه 60 از ديگر سو فعاليت‌هاي سياسي-حزبي امكان فعاليت نداشتند. سازمان مجاهدين انقلاب نيز به علت اختلافات درون گروهي فعاليت‌هاي خود را تعطيل كردند. نه جامعه روحانيت مبارز فعاليت خاصي داشت، نه حزب جمهوري اسلامي تلاش مي‌كرد چراغي بيفروزد و نه حتي ديگران. سال 66 پس از آنكه اختلافات در جامعه روحانيت مبارز بر سر انتخابات مجلس افزايش يافت، گروهي از روحانيون مانند مهدي كروبي، سيدمحمد خاتمي و موسوي‌خوئيني‌ها محمدرضا توسلي و امام جماراني از مجمع روحانيون مبارز را راه‌اندازي كردند تا فعاليت سياسي خود را از اين طريق دنبال كنند.
احزاب دولت‌ساختاري
با اين حال با تشكيل دولت هاشمي‌رفسنجاني، او بر آن شد فعاليت‌هاي حزبي را ارتقا دهد. به همين دليل تلاش‌ها به اين سو منجر شد تا حزب كارگزاران سازندگي تشكيل و در آستانه مجلس پنجم اعلام وجود كند. كارگزاران يك حزب دولت ساخته بود. هم دبيركل آن و هم ديگر اعضاي حزب وابستگي‌هاي زيادي به دولت هاشمي‌رفسنجاني داشتند.
اين اتفاق گويا رويه‌اي شد براي دولت‌هاي بعدي. چه آنكه در دولت سيدمحمد خاتمي حزب مشاركت متولد شد كه اغلب اعضاي آن در دولت سيدمحمد خاتمي نقش‌آفرين بودند. حتي در سال 84 نيز محمود احمدي‌نژاد تلاش كرد يك ستاد انتخاباتي به نام «رايحه‌خوش خدمت» را تا حد يك حزب سياسي ارتقا دهد و آن را يكي از اضلاع معادلات انتخاباتي بداند. اما از آنجايي اعضاي اين ستاد انتخاباتي، ريشه حزبي نداشتند، هيچ يك نتوانستند جايگاهي در بين سران جناح راست بيابند. اما در سال 84 يك اتفاق جديد در فرآيند حزبي ايران رخ داد.
احزابي كه پس از شكست تاسيس شدند
در سال 84 نه‌تنها مهدي كروبي اعلام كرد كه يك حزب سياسي راه‌اندازي مي‌كند، بلكه هاشمي‌رفسنجاني نيز سخن از تشكيل «جبهه اعتدال» به ميان آورد تا تمام كساني را كه در مرحله دوم انتخابات از او حمايت كرده بودند، شامل شود. اما به همان اندازه كه كروبي در جدايي از مجمع روحانيون مبارز و تشكيل حزب «اعتمادملي» جدي بود، هاشمي‌رفسنجاني در تشكيل «جبهه اعتدال» از خود سستي نشان داد.
اينگونه بود كه تنها پس از چندماه از انتخابات رياست‌جمهوري، مهدي كروبي يك حزب راه‌اندازي كرد، مجوز روزنامه گرفت و فعاليت‌هاي را براي راه‌اندازي يك تلويزيون ماهواره‌اي به نام «صبا» آغاز كند. اطرافيان احمدي‌نژاد نيز تلاش داشتند كه يك حزب دولت ساخته راه‌اندازي كنند اما از جايي كه سران جناح راست مشروعيتي بر آنها قائل نبودند و آنها را عنصر تشكيلاتي نمي‌دانستند، دولت نهم نتوانست هيچ‌گاه، حزبي تاثيرگذار راه‌اندازي كند. به همين دليل سياست گريزان از احزاب موجود را اتخاذ كرد و تلاش نمود با دوري از احزاب موجود، فعاليت‌هاي خود را به پيش ببرد. بلافاصله دولت در انتخابات سوم شوراها و بعد از آن انتخابات مجلس هشتم پي‌برد نياز به افراد حزبي دارد تا بتواند از آنها در لابي‌هاي سياسي استفاده كند. به همين دليل تلاش دولت معطوف به آن شد كه كمي به سوي احزابي مانند موتلفه گردش كند و با وعده پست در كابينه از نيروهاي آنان در مجلس و احزاب بهره بگيرد.
ميرحسين حزب تشكيل مي‌دهد
در انتخابات رياست‌جمهوري 88 نيز اگرچه چهره‌هاي مطرحي مانند ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و محسن رضايي پا به ميدان گذاشتند اما اين افراد هركدام جداگانه فعاليت‌هاي حزبي را در توشه خود داشتند و ضمن آن برخي از احزاب نيز تمايل نشان دادند كه از آنها حمايت كنند. وقايع انتخابات و حوادث پس از آن، نقطه عطفي بود كه باعث شد ميرحسين موسوي تصميم بگيرد، پاي مردمي كه به او راي داده‌اند بايستد و از آراي آنان دفاع كند. به همين منظور او تلاش خود را معطوف به تشكيل يك حزب سياسي مي‌كند كه از هم‌اكنون برخي مطالبات آن نيز مشخص است. حزب ميرحسين موسوي كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، تصميم دارد در اين مرحله «اجراي اصول معطل‌مانده قانون اساسي» را در دستور كار خود قرار دهد. اگرچه ميرحسين موسوي تاكنون فقط وعده تشكيل حزب سياسي – مردمي خود را داده و هيچ‌گونه توضيحي درباره اعضاي آن نداده اما مي‌توان حدس زد كه چه كساني مي‌توانند به اين حزب بپيوندند. موسوي در طول مناظره‌هاي تبليغاتي خود بارها از حلقه‌اي نام برد كه اطراف او را گرفته و آنها نه‌تنها «پاك» هستند، بلكه افراد معتمدي هستند كه هيچ‌گونه مشكل مالي – سياسي نداشته‌اند. محمدرضا حسيني‌بهشتي، عليرضا حسيني‌بهشتي، بيژن نامدارزنگنه، ابوالفضل فاتح، قربان بهزاديان‌نژاد، علي عرب‌مازار از جمله كساني هستند كه در انتخابات رياست‌جمهوري دوره دهم گرد ميرحسين موسوي جمع شدند و حلقه اول ياران او را تشكيل دادند.
با اين حال اگر حزب ميرحسين موسوي كه احتمالا با نماد سبزرنگ فعاليت خواهد كرد، تشكيل شود، منحصر به اين افراد نخواهد ماند. طبيعتا برخي از اعضاي احزاب ديگر ممكن است از حزب خود جدا شده و به حزب سبز ميرحسين موسوي جذب شوند. ممكن است حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب كه در انتخابات اخير تمام‌قد از ميرحسين دفاع و حمايت كردند، برخي اعضاي خود را در حزب ميرحسين موسوي بيابند و آرام‌آرام فضاي سياسي كشور، تحولات جديدي را در حوزه احزاب مشاهده كند. بي‌شك حزب سبز موسوي، در كنار حزب اعتماد ملي كروبي به علت آنچه در انتخابات رياست‌جمهوري رخ داد، پيشاپيش ديگر احزاب و گروه‌هاي دوم‌خردادي قرار مي‌گيرند.
ميرحسين موسوي اگر مي‌خواهد حزب تشكيل دهد، البته ناچار است يك بار ديگر پا به ساختمان وزارت كشور بگذارد. ساختماني كه از آن خاطره خوشي ندارد. اين اتفاق ممكن است تا قبل از پايان دولت نهم رخ دهد. چراكه اگر او رياست احمدي‌نژاد را بر دولت دهم مشروع نداند، براي رياست دولت نهم، مشروع مي‌داند و به همين دليل بعيد نيست كه حزب سبز او قبل از پايان دولت نهم مجوزش را دريافت و در قالب يك جمعيت اقتصادي – سياسي اعلام موجوديت كند. البته ممكن است ميرحسين موسوي و اطرافيان او ترجيح دهند كه جمعيت توحيد و تعاون را كه چندين سال است فعاليت مي‌كند، تا سطح يك حزب سياسي ارتقا دهند. به همين دليل بايد از هم‌اكنون منتظر فعاليت‌هاي اخير موسوي و هواداران او ماند. اگرچه فعاليت‌هاي آنها بي‌واكنش نيست.
واكنش مخالفان ميرحسين
البته در اين ميان مخالفان ميرحسين موسوي تلاش مي‌كنند كه او نتواند به اهداف خود برسد. روزنامه كيهان كه برخي از اعضاي آن عضو دولت محمود احمدي‌نژاد شدند و از رانت‌هاي دولتي برخوردار است، روز گذشته تاسيس حزب توسط ميرحسين موسوي را به «ستون پنجم» تعبير كرد كه قرار است از «آتش زير خاكستر» استفاده كند.
حسين شريعتمداري مديرمسوول كيهان معتقد است كه موسوي به دنبال آن است كه از «آتش زير خاكستر و حفظ آن به عنوان يك دمل چركين و نيشتر نخورده براي آتش‌افروزي و فتنه‌انگيزي در آينده» استفاده كند. به همين دليل او بيانيه آخر موسوي را يك «پروژه ديكته شده از سوي آمريكايي‌ها» قلمداد كرده و هدف آن را «فرار از مجازات قطعي به جرم قتل انسان‌هاي بي‌گناه... و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا» دانسته و تاسيس حزب موسوي را نه‌تنها قانوني نمي‌داند و نمي‌خواند او مي‌گويد: «حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است، نمي‌تواند قانوني باشد زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرائم متهم هستند.»
سرمقاله‌نويس كيهان به همين دليل معتقد است كه ميرحسين حزب خود را «غيرقانوني» تشكيل داده است و چاره آن اين است كه «چشم فتنه را بايد كور كرد.» به‌اين ترتيب به نظر مي‌رسد فاز جديدي از برخورد با ميرحسين موسوي و اطرافيان او به بهانه تشكيل حزب خود به زودي آغاز مي‌شود و اين فرآيند معلوم نيست تا كي ادامه پيدا كند


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/14 ساعت 23:35 موضوع | لینک ثابت


سایت الف وابسته به احمد توکلی نماینده تهران و رییس مرکز پژوهش‌‌های مجلس با اشاره به موضوعاتی که محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌‌های تلویزیونی مطرح کرد‌‌، نوشت : توجه به نکات زیر از سوی آقای احمدی نژاد به عنوان اصولگرای منتخب ملت در انتخابات دهم مورد انتظار است:

١- به عنوان یک مسلمان، عذر خواهی و حلالیت طلبی از همه کسانی که در طول دوره تبلیغات در محضر و منظر ده‌‌ها و بلکه صدها میلیون نفر بدون بینه مورد اتهام واقع شدند، حتی اگر برخی از این افراد بعدها توسط دادگاه صالحه محاکمه وبه جرم فساد مالی محکوم شوند، ایراد اتهامات به آنها خارج از مجرای قانونی و قبل از اثبات مصداق تهمت بوده است. ٢- به عنوان یک سیاستمدار شجاع. عذرخواهی از ملت ایران به دلیل بکار‌گیری روش نادرست تبلیغاتی در موضوع مبارزه با مفاسد و تشویش اذهان، به ویژه جوانان و ایجاد التهابات و هیجانات منفی، مخرب و گسترده و تقبیح بکارگیری چنین روشی بخصوص در تبلیغات انتخاباتی.٣- تاکید بر استفاده از روش‌‌های قانونی و اخلاقی و تمسک به مستندات محکمه پسند در معرفی و ارجاع مجرمان و مفسدان در هر لباس، با هر نسبت و وابستگی و از هر گروه و جریان سیاسی به دستگاه قضایی و پیگیری مجدانه نتایج آن تا مجازات خاطیان و تبرئه بی گناهان و پایان دادن به شایعات مسموم.٤ – تبیین سیاست‌‌های اصولی دولت در مبارزه با مفاسد و به کارگیری بالاترین تلاش ممکن در جهت کاهش جرائم در حوزه وظایف قوه مجریه و افشای نقايص یا مسامحه‌گری‌‌ها و مانع تراشی‌‌های احتمالی اشخاص و نهادهای دیگر در پیشبرد این هدف بزرگ نه فقط در موعد تبلیغات که در طول دوران تصدی دولت.


 

نوشته شده توسط سینا در 88/04/14 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت